-
تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 14:24
اولین شهر آزاد ایران - اشنویه و بلاخره اولین قدم و اشک شادی برای تحقق یک رویا. قلبم جوانه زدهاست. امشب بعد از شنیدن این خبر، برای اولین بار مزه امید و ایمانِ واقعی را در زندگیام چشیدم. همهچیز عین یک فیلم پیش میرود. از آن فیلمهایی که چهل و چهار سال طول کشیدهاست تا به پایان خودش نزدیک بشود؛ اصلا از هم...
مبهم
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 16:10
خنده های ِ شور نگاه ! شب های سپید عمر زمان مرگ زندگی من نگاه !
انگار خودم نیستم .
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 16:10
انگار یه وزنه صد کیلویی گذاشتن رو قلبَم . انگار با تیغ مغزمو تراش میدن. انگار به روحم تجاوز شده . انگار به پاهام زنجیر بستن . انگار خودمو از خودمگرفتن .انگار زبونمو بردن تو مغزم .انگار هزارساله چشمام نخابیدن. انگار وجود ندارم.
خدا بغلم میکنه؟!
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 16:10
به تختم فکر میکنم.. به رویاهایی که زیر پتو برای خودم مرورشون میکنم.. مثل مخفیگاه ِ روحم.. دلم میخاد از یه ارتفاع ِ .. خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی بلند پرت بشمپایین.. میتونم فشار ِ هوارو موقع سقوطم حس کنم.. یا حرکت ِ موهام.. نمیدونم اون لحظه به چی فکر میکنم، فقط میدونم پشیمون نیستم . حتی ...